ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
647
معجم الأدباء ( فارسي )
استفادهء او از من بود . يعنى او لغت و شعرش را به او مىداد و از او نحو فرا مىگرفت . ابو العباس مبرّد و ابو بكر محمد بن دريد از او كسب دانش كردند . در آنچه روايت مىكرد ثقه بود . او را تصانيفى است چون كتاب الخيل و كتاب الابل و كتاب ما اختلفت اسماءه من كلام العرب و ديگر كتابها . رياشى در بصره در واقعهء زنگيان در عصر خلافت معتمد به سال 257 وفات كرد . ابن دريد گفت : از رياشى فرق معنى وامق و عاشق را پرسيدم . وى مردى تند خوى بود به ويژه وقتى كه او را از شعر و غريب لغت مىپرسيدند . گفت : اصمعى از ابو عمرو بن العلاء حكايت كرد كه عثمان بن قيس وارد مكه شد و به سراى اروى بنت كريز ، مادر عثمان بن عفّان ، فرود آمد . مادر اروى بيضاء نام داشت و او دخت عبد المطلب بود كه با عبد الله پدر رسول خدا ( ص ) توأمان بودند . اروى او را اكرام كرد و چون عزم سفر كرد خواند : [ 1 ] خلّف على اروى السّلام فانّما * جزاء الثّوىّ أن يعفّ و يحمدا سارحل عنها وامقا غير عاشق * جزى الله خيرا ما اعفّ و امجدا ابن دريد گفت و ديگر چيزى بر جواب نيفزود . از ابو حاتم پرسيدم : المقة محبّت پدر است به فرزندش يا برادر است به برادرش يا مصاحب است به مصاحبش . و عشق ، عشق مرد است به زن يا براى دوست داشتن يا ازدواج . اما سبب كشته شدنش [ 2 ] آن بود كه هنگامى كه زنگيان به بصره در آمدند به مسجد او وارد شدند با شمشيرهاى كشيده . رياشى به نماز ايستاده بود . او را به شمشير مىزدند و مىگفتند : مال ، مال و او مىپرسيد : كدام مال . تا جان داد . پس از دو سال كه به آن مسجد داخل شدند ديدند روى به قبله افتاده مثل اينكه او را رو به قبله كرده باشند و همهء اعضايش درست بود بى هيچ دگرگونى فقط پوستش به استخوان چسبيده بود . مبرد گويد [ 3 ] : رياشى مردى احمق بود . دليل حماقتش آنكه چون روزه مىگرفت آب دهانش را فرو نمىداد .
--> [ 1 ] درود و سلامت را براى « اروى » به يادگار بگذار . پاداش مهمان اين است كه به پاكدامنى يادش كنند . زودا كه از آنجا با دوستى كوچ كنم نه عشق . خدايش پاداش خير دهاد كه چه پاكدامن و بزرگوار است . [ 2 ] تاريخ بغداد 12 : 139 - 140 . [ 3 ] الوافى : 653 .